الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

308

شرح كفاية الأصول

مثل زيد الكاتب ، و لزومه « 1 » من التركّب ، و من « 2 » أخذ الشىء مصداقا أو مفهوما في مفهومه « 3 » . تصحيح كلام سيّد شريف مصنّف قدّس سرّه در اين عبارت به تصحيح كلام سيد شريف اشاره دارد و مىگويد : اگر « تالى » در قضيّه شرطيهء دوم كه در برهان سيّد شريف ذكر شد ، تغيير كند ، مناسب‌تر و بهتر خواهد بود ، به اين بيان كه : مرحوم سيّد شريف ، در برهان بر بساطت مشتقّ به دو قضيّه شرطيهء متّصله اشاره داشت : 1 - اگر مفهوم « شىء » در مشتقّ أخذ شود ( مقدّم ) ، أخذ عرض عامّ در فصل لازم مىآيد ( تالى ) . 2 - اگر مصداق « شىء » در مشتقّ أخذ شود ( مقدّم ) ، انقلاب لازم مىآيد ( تالى ) . مصنّف مىگويد : اگر سيد شريف در شرطيّه دوم ، تالى را ( كه عبارت است از لزوم انقلاب ) عوض كند و به‌جاى آن « لزوم أخذ نوع در فصل » قرار دهد ، هم أليق ( مناسب‌تر ) و هم أولى ( سزاوارتر ) است . بنابراين قضيّه شرطيه دوم به اين صورت خواهد بود : اگر مصداق شىء در مشتقّ أخذ شود ، لازم مىآيد نوع در فصل أخذ شود . مثلا در « الانسان ناطق » ، اگر در « ناطق » ( كه « فصل » است ) مصداق شىء أخذ شود ، چون مصداق شىء در اينجا همان « انسان » ( كه نوع مىباشد ) است ، لازم مىآيد نوع در فصل أخذ شود و اين محال است . « 4 » پس از اين مطلب ، لازم است كه دليل أليق و أولى بودن تغيير و تبديل در تالى ذكر شود : دليل أليق بودن در شرطيّه اوّل ، چون « تالى » عبارت از « لزوم أخذ عرض عامّ در فصل » بود ، بنابراين اگر تالى در شرطيه دوم ، « لزوم أخذ نوع در فصل » باشد ، تناسب و هماهنگى بين اين دو تالى ،

--> ( 1 ) . أى : لزوم تكرار ( تكرّر ) الموصوف . ( 2 ) . تفسير تركّب . ( 3 ) . أى : مفهوم المشتقّ . ( 4 ) . توضيح اين مطلب خواهد آمد .